تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic ستیغ سخن
وبلاگ اختصاصی فرهنگسرای نصراله مردانی - شهرداری کازرون

حافظ خوانی

چهارشنبه 17 / 7 /87

فرهنگسرای نصراله مردانی - کازرون

غزل (235)

زَهـی خـجـسـتـه زمـانی کـه یــار بــاز آیــــد

بـه کـام غـمــزدگـان غـمـگـسـار بــاز آیـــــــد

بـه پیش خیل خیالش کـشیـدم ابـلق چشم

بــدان امـیــد کـه آن شـهــسـوار بــــاز آیــــد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 19:6  توسط فرهنگسرای مردانی  | 

حافـظ خوانی

6/6/87

غزل (233)

دست از طلب ندارم تا کام من بر آیـد

یا تن رسد به جانان ، یا جان زتن بر آیـد

بگشای تربتم را بعد از وفات و بـنـگـر

کـز آتـش درونـــم دود از کـفـن بر آیــد

بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران

بگشای لب که فریـاد از مرد و زن بر آیـد

جلسه بعد 17/7/87 برگزار می‌شود .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 20:29  توسط فرهنگسرای مردانی  | 

حافـظ خوانی

30/5/87

غزل (231)

گفتم ؛ غم تـو دارم ، گفتا ؛ غمت سرآیـد

گفتم ؛ که ماه من شو ، گفتا ؛ اگر بـرآیـد

گفتم ؛ ز مهرورزان رسم وفـا بـیـامـوز


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 9:4  توسط فرهنگسرای مردانی  | 

حافظ خوانی

23/5/87

غزل (229)

بخت از دهان دوست نـشـانم نمی‌دهــد

دولت خـبـر ز راز نـهــانــم نـمـی‌دهـــــــد

از بـهر بـوسـه‌ای ز لبش جان همی دهم

ایـنــم هـمـی سـتـانـد و آنـم نمی‌دهــــد

مردم در این فراق و در آن پرده راه نیست

یـا هست و پـرده دار نـشـانــم نـمی‌دهـد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 13:8  توسط فرهنگسرای مردانی  | 

حافظ خوانی

چهارشنبه  16 / 5 / 87

غزل(228)

گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شــود ؟!

پیش پایی به چراغ تـو بـبـیـنـم چه شــود ؟!

یـا رب انـدر کـنـف سـایـه‌ی آن ســرو بـلـنـــد

گر من سوخته یکـدم بـنـشـیـنـم چه شود ؟!

آخـر ای خـاتـم جـمـشـیـد هـمـایـــــــون آثـار

گر فـتـد عکس تـو بر نقش نگینم چه شود ؟!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 19:23  توسط فرهنگسرای مردانی  | 

حافظ خوانی

چهارشنبه  9 / 5 / 87

غزل(227)

گـر چه بر واعـظ شـهـر ایـن سخن آسـان نـشود

تـا ریـا ورزد و سـالـوس مـسـلـمــان نـشــــــــود

رنـدی آمـوز و کرم کن که نـه چنـدان هـنـر است

حـیـوانی کـه نـنـوشــد مِـی و انـسـان نـشــــود

گـوهـر پـاک بـبــایـد کــه شــــــــود قـابـل فـیـض

ور نـه هر سـنـگ و گِلی لـؤلـؤ و مـرجـان نـشـود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 8:32  توسط فرهنگسرای مردانی  | 

حافـظ خوانی

چهارشنبه  2/5/87

غزل(225)

ساقی حدیث سرو و گل و لاله می‌رود

ویـن بحث با ثلاثه‌ی غسّاله می‌رود

می ده که نو عروس چمن حدّ حُسن یافت

کار این زمان به صنعت دلاّله می‌رود

شکّرشکن شونـد همه طوطیان هـنـد

زیـن قـنـد پـارسی که بـه بـنـگالـه می‌رود

طـیّ مکان بـبـیـن و زمـان در سلوک شعر

کایـن طفل ، یک شبـه  رهِ یکساله می‌رود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 22:26  توسط فرهنگسرای مردانی  | 

حافظ خوانی

چهارشنبه 19 / 4 / 87

غزل (224 )

خوشـا دلـی که مـدام از پـی نـظــر نــــرود

بـه هـر درش کـه بـخوانـنـد بی‌خبـر نــــرود

طـمـع در آن لـب شـیـریـن نـکردنــم اولـٰی

ولی چگـونـه مـگـس از پـی شـکـر نـــــرود

سـواد دیـده‌ی غمدیـده‌ام به اشک مشوی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 19:13  توسط فرهنگسرای مردانی  |