حـافــظ خوانی
28 اسفند 87
غزل (259)
منم که دیده به دیدار دوست کردم بـاز
چه شکر گویمت ، ای کارساز بـنـدهنـواز ؟
نیازمـنـد بـلا گــو رخ از غـبـار مـشـوی
که کیمیای مـرادست ، خاک کوی نـیـاز
ز مشکلات طریقت عنان متاب ، ای دل !
که مـرد راه نـیـنـدیـشد از نـشیـب و فراز
طهارت ار نـه بـه خون جگر کـنـد عاشـق
به قول مفتی عشقش؛ "درست نیست نماز"
در این مقام مجازی بـجـز پـیـالـه مـگـیــر
درین سراچهی بـازیـچـه غـیـر عشـق مـبــاز
بـه نـیـم بـوسه دعـایی بـخـر ز اهل دلی
که کـیـد دشمنات از جان و جسم دارد بــاز
فـکـنـد زمزمـهی عشق در حجاز و عـراق
نـوای بـانـگ غزلهای حـافــظ شـیـراز
روخوانی : شـهـرام مـــدبـری
شــــــرح : استاد دهقانیانفرد
- (کارساز = "کارسازنده"صفت فاعلی مرکب مرخم ، سامان دهنده ، چارهگر - بندهنواز = "بندهنوازنده" صفت فاعلی مرکب مرخم، مهربان ، نوازشگر) "م" در منم ، گرچه به نظر "حشو" میآید اما برای شگفتی آمدهاست . "کارساز بندهنواز" دو صفت برای خداوند است . معنی بیت : شگفتا ! این منم که چشمم به جمال یار روشن شده است . ای خداوند سامان ده نوازشگر ! از تو به خاطر این نعمت که دیدار دوست (خودت) نصیبم کردی ، چگونه سپاسگزاری کنم ؟ . (شیعه معتقد است که خداوند را نه در این جهان و نه در قیامت نمیتوان دید . اما بعضی از فرقه های اهل تسنّن بر این باورند که میتوان خداوند[درقیامت] را دید .)
- (نیازمند = فقیر ، محناج ، در اینجا خواهنده و طالب - بلا = رنج و سختی ، امتحان و آزمایش - کیمیا = مادهای که در قدیم به دنبال کشف آن بودند تا فلزات کم ارزش را به فلزات گرانبها تبدیل کنند ، مثلاً مس را طلا کنند - مُراد = نهایت آرزو و خواسته ) "بـلا" در قرآن به معنی "آزمایش است : «. . . وَ لَـنـَـبْـلُـوَنـّکُم اَیـُّـکُم اَحسَنُ عَمَـلاً . . . یعنی : ما حتماً شما را میآزماییم تا کدامتان عمل نیک انجام دهید . . . » امتحان و آزمایش چون بیشتر با سختی و مصیبتها انجام میگیرد ، در فارسی "بلا" را به معنی مصیبت و سختی گرفتهاند . عرفا معتقدند که "بلا" آزمایش دوستان خدا و انبیاء الهی است : «بلا لباس اولیاء و غـذای انبیاست» و هرچه بنده بیشتر بلا بیند قوی تر شود و زودتر به قرب میرسد . در "فرهنگ عرفانی" در بارهی "نیازمند بلا" آمده است که : «خدای را دوستانی است که اگر طرفةالعینی مدد لشکر بلا از روزگار ایشان گسسته گردد چنانکه اهل عالم از بی نعمتی غریوناک گرددند ایشان از بی بلایی به فریاد آیند . هرچمد که آسیب دهر و بلا بیشتر بینند بر بلای خویش عاشق تر شوند . هرچند زبانهی آتش عشق بر ایشان تیزتر ، ایشان چون پروانه به سوی شمع پیش تر روند . بر فتنهی خویش هر روز تشنهترند . پیر طریقت گفت :" الهی ! دردی است مرا که بهی مباد "» "شاه نعمت الله ولی" گوید : «از بلا چون کار ما بالا گرفت / مبتلاییم و بلاجوییم ما» عرفا به دنبال بلا هستند پذیرای سختی و رنجند اما رنج و مصیبتی که از جانب خدا باشد نه اینکه چون مسیحیان و هندوها و . . . خودشان را سختی و رنج بدهند به دست خودشان . گفتهاند : «حضرت داوود (ع) از خداوند پرسید : همنشین من در بهشت کیست ؟ خداوند نشانی زنی را به او داد ، داوود نزد آن زن رفت و از او پرسید : همنشین من در بهشت تویی ؟ گفت : آری . پرسید چـرا ؟ زن گفت : هرچه خداوند در تمام عمر به من درد و رنج داده ، به جان پذیرفتهام و حتّی یک آخ نگفتهام» "رخ از غبار شستن" کنایه از پایان سفر است و "غبار" همان خاک کوی نیاز است و استعاره از رنجی است که سالک در سفر عشق متحمل میشود . معنی بیت : به طالب محنت و رنج طریق عشق بگو به سیر و سلوک خود ادامه بده و غبار کوی نیاز را از چهره مشوی که این غبار اکسیر مراد است ( رنج و سختی کشیدن در راه عشق انسان ر به کمال واقعی میرساند و مس وجودش را به طلا تبدیل میکند.)
- (طریقت = ر.ک غزل قبل - عنان = افسار - تابیدن = پیچیدن - عنان تابیدن = رویگردان شدن ، پشت کردن - مردراه = سالک راه عشق - اندیشیدن = ایهام دارد : 1- تأمل و فکر کردن 2- ترسیدن) جای دیگر میگوید : «طریق عشق پر آشوب و فتنه است ای دل / بیفتد آن که در این راه با شتاب رود» و در غزل قبل : «روندگان طریقت ره بلا سپرند / رفیق عشق چه غم دارد از نشیب و فراز» "عنان متاب" یعنی : "پشیمان و رونگردان مشو" . معنی بیت : ای دل ! از دشواریها و سختیهای مسیر الیالله روی مگردان زیرا که سالک راه عشق به ناهمواری های راه فکر نمیکند و از آن نمیهراسد . (گر مرد رهی میان خون باید رفت / وز پای فتاده سرنگون باید رفت - تو پای به ره در نِه و از هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید رفت)
- (طهارت = پاکی ، در اینجا وضو ، غسل و تیمم - خونجگر = کنایه از رنج و سختی است - مفتی = فتوا دهنده - مفتی عشق = اضافه تشبیهی ، عشق به مفتی تشبیه شده) "به خون جگر طهارت کردن" یعنی : 1- با تحمل رنج و سختی وبه جان خریدن اندوه به تزکیه نفس پرداختن . 2- کتمان کردن عشق که خود رنج بزرگی است که پیامبر(ص) فرمود : «مَـنْ عَـشَـقَ و عَفَّ ثُمّ کـَتـَمَ فـَمـاتَ شهیداً = کسی که عاشق شود و عشقش را پنهان دارد وقتی بمیرد شهید محسوب میشود» "طهارت کردن با خون" پارادوکس دارد . در اینجا یک "پرش ضمیر هم داریم" ، "ش" از آخر "نماز" به آخر عشق پریده است . معنی بیت : به قول مفتی عشق اگر عاشق با خون دل وضو نسازد نمازش درست نیست . (اگر سالک راه عشق سختی و بلا نبیند و از جان و دل دست نشوید نیاز و عبادتش به درگاه معشوق پذیرفته نیست) جای دیگر گوید : «نماز در خم آن ابروان محرابی / کسی کند که به خون جگر طهارت کرد»
- (مقام = محل اقامت ، جایگاه و مرتبه - مجازی = غیر واقعی ، غیر حقیقی - مقام مجازی = استعاره از دنیا - پیالهگرفتن = شراب نوشیدن - سراچه = سرا + چه ، خانهی کوچک - سراچهیبازیچه = استعاره از دنیا ) "مَقام" یا "مُقام" هر دو در عربی یک معنا دارند اما در فارسی با "م" مفتوح به معنی رتبه و جایگاه است و با "م" مضموم به معنی جا و محل اقامت است . "مقام مجازی" همان "مُثُل افلاطون" است یعنی عالم اصلی ، عالمی لطیفتر از این جهان ، "افلاطون" معتفد است که آنچه در این جهان رخ میدهد سایه است و اصل رویـداد در جهان اصلی انجام میپذیرد ، بعضی از عرفای ما نیز همین عقیده را دارند . "پیاله" یا جام شراب در اینجا دومعنی میتواند داشته باشد یکی به معنی صفای باطن است و یکی هم منظور از موجودات عالم است که تجلی محبوب است ، هر ذرّه از ذرّات عالم پیالهای است که عارف از آن شراب معرفت مینوشد . معنی بیت : در این دنیا که سایهای از عالم اصلی است شراب عشق و معرفت بنوش ، در این دنیا که بازیچه است و همه سرگرم بازی و لهو ولعب هستند توهم عشقبازی پیشه کن (بازی کن اما عشقبازی )
- (دعاخریدن = طلب دعای خیر کردن - اهل دل = عارف ، عاشق - کـیـد = مکر و فریب ، توطئه و حیله) "بوسه" به نظرم در اینجا "محبّت" است در عرفان "بوسه" فیض و جذبهی باطنی است "نیم" در اینجا به معنی اندک است . در قرآن آمده است : « . . . اِنَّ کـَـیـْـدَ الشـَیـْطانِ کانَ ضـعـیـفـاً» که این بیت به این آیه اشاره دارد بنابراین منظور از "دشمن" همان شیطان است ، البته با توجه به اشعار حافظ که زاهد ریاکار را دشمن عارف و رند میداند ، میتوان "دشمن" را زاهد و صوفی ریاکار گرفت . معنی بیت : با محبت مختصری به عارف عاشق دعای خیر او را خریدار شو تا دعای او جسم و جان تو را از توطئه و فریب شیطان ( صوفی و زاهد ریایی) محفوظ دارد .
- (زمزمه = ترنّم ، با صدای آهسته خواندن - حجاز = ایهام دارد : 1- بخشی از سرزمین عربستان 2- در اینجا منظور از "حجاز" یکی از دوازده مقام موسیقی است که "حجاز" و "عراق" از آواز های آن محسوب میشوند - عراق = ایهام دارد : 1- کشوری در غرب ایران 2- آوازی در مقام حجاز - نوا = آواز ) در این بیت : بین "زمزمه" ، "حجاز" ، "عراق" ، "نوا" ، "بانگ" و "غزل" ایهام تناسب برقرار است . "غزل" که قالبی از قالب های شعری است اصطلاحی در موسیقی و آواز نیز هست ، تالیف مرتّب و کامل آواز از نظر موسیقیایی چهار قسمت دارد : 1- قول . 2- غزل . 3- ترانه . 4- فروداشت . به این ابیات توجه کنید : «غزل سُرایی ناهید صرفهای نبرد / در آن مقام که حافظ برآورد آواز» یا «ز چنگ زهره شنیدم که صبحدم میگفت / غلام حافظ خوش لهجهی خوش آوازم» یا «بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود / این همه قول و غزل تعبیه در منقارش» که منظور از "بلبل" ، شاعر (حافظ) است و "گل" معشوق حافظ . یکی از معانی "قول" ، آواز خواندن است در قدیم به خوانندگان ، "قوّالان" میگفتند و هنوز هم در پاکستان آواز خوانان را "قوالان" میگویند . معلوم میشود که "حافظ" علاوه بر شاعری و نواختن ساز ، صدای خوبی داشته و آواز هم میخوانده است . و بیت آخر این غزل میرساند که آوازخوانی حافظ در بعضی نقاط جهان مشهور بوده است از جمله حجاز و عراق . معنی بیت : 1- غزلهای حافظ است که به مقام حجاز و عراق زمزمهی عشق داده است . 2- آواز خوانی حافظ با غزلهای خودش در مقام حجاز و عراق شهرهی آفاق است .
- آل مجتبی : "خطیب رهبر" ، مصرع اول بیت اول را سؤالی-تعجبی خوانده که زیباتر به نظر میرسد : «منم که دیده به دیدار دوست کردم باز ؟!!» یعنی آیا این منم که چشمم به جمال دلارای محبوب افتاده است ؟!!
ادامه داستان "خسرو شیرین"
تفأل :
مـرحـبـــا ! طـائـر فـرخ پـی فـرخـنـــده پـیــام !
خیر مقدم ! چه خبر ؟ دوست کجا ؟ راه کدام ؟
. . . . . .
. . . . . . .
. . . . . .
. . . . . . .